دانلود فیلم

  • آخرین فیلم ها
  • آخرین سریال ها
  • آخرین انیمیشن ها
  • آخرین آهنگ ها
  • متفرقه

اس ام اس غمگین 93

اس ام اس غمگین 93

خسته ام ؛
خسته تر از آنی که خیانت کنم
تنهایم ؛
تنها تر از آنی که عاشق شوم

.
.
.
.
.

احساس اســت
مزرعه که نیست
هی شخمش میزنـــی لعنتـــی . . .

.
.
.
.
.

عادت ندارم درد دلم را ، به همه کس بگویم . . . !
پس خاکش میکنم زیر چهره ی خندانم ، تا همه فکر کنند . . .
نه دردی دارم و نه قلبی

.
.
.
.
.

لیلی . . . !
به قصه خودبازگرد . . .
مجنونهای این دیار با همه لیلی ها محرمند . . .
جز لیلی خود . . .

.
.
.
.
.

نه مژده ای
نه مسیحا نفسی
و نه امدنی !
این شد که به فال بی اعتقادم . . .

.
.
.
.
.

مات شدم از رفتنت !
هیچ میز شطرنجی هم در میان نبود
این وسط فقط یک دل بود
که دیگر نیست !

.
.
.
.
.

برگشتی . . . !
دیدی همان گونه فکر می کردم شد . . .
فرق گذاشتی
بهانه گرفتی
فاصله انداختی
میان خودت و خودم !
برگشتی ، اما دیر . . .
من برای فراموشی تو به بی راهه زدم ” برگشتی ندارم
خودم را گم کرده ام چه برسد به راه .
برگرد به همان جایی که بودی تا برای تو هم دیر نشده .

.
.
.
.
.

آنکس را که دوست داشتم
آدم با گذشتى بود . . .
از من هم گذشت

.
.
.
.
.

من دویدم تا سر حد آنکه دیگر هیچ نبودم
از پا افتادم اما او رفت و رفـــــــــت
نفس تازه میکنم شاید از رد پایش بیابمش . . .
حتما او هم خسته است از تنها گذشتن
تا نفسی تازه کند من هم رسیدم به همان کسی که باز تنها رفـــــــــــــت . . .

.
.
.
.
.

حکایت من حکایته کسیه که عاشقه دریا بود اما قایق نداشت
دلباخته سفر بود اما هم سفر نداشت
حکایته کسی که زجر کشید اما ضجه نزد
زخم خورد اما زخم نزد
زخم داشت و ننالید
گریه کرد اما اشک نریخت
وفادار بود ولی وفا ندید
حکایته من حکایته کسیه که پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه صداهارو بشنوه

.
.
.
.
.

اسمش آدم است اما تو باور نکن
گاهی کاری می کند که از پس هیچ گرگی بر نمی آید !

.
.
.
.
.

به شقایق سوگند
که تو بر خواهی گشت
من به این معجزه ایمان دارم
منتظر باید بود
تا زمستان برود
غنچه ها گل بکنند

.
.
.
.
.

مـــــــا ،
نســـــلی هستیم کــــه ،
بهـــــــترین حــــــــرفهــــــای زندگــــــیمان را نگفتیـــــم . . .
تایــــــپ کردیـــــــــم

.
.
.
.
.

میان ماندن و نماندن
فاصله تنها یک حرف ساده بود
از قول من
به باران بی امان بگو :
دل اگر دل باشد ،
آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد

.
.
.
.
.

این روزها ، تلخم
دست برداشته‌ام از توجهِ بی‌ وقفه به حضور آدم ها
پرهیز می‌‌کنم از ثبتِ
وجود‌هایی‌ که ماندگاری ندارند . . .
این روزها ، تلخ تر از همیشه
از همه ی آدم‌ها بریده ام !

.
.
.
.
.

در روزگاری که “ سلام ” و “ خداحافظ ” فرقی‌ با هم ندارند
نه ماندن کسی‌ حادثه ست نه رفتنِ کسی‌ فاجعه !

.
.
.
.
.

نمیدانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند . . .
مهم ” ریشه ” بود . . .
که ” تیشه ” خورد . . .
از نگاه خندانم چیزی نمی فهمی . . .
از ” چشمانم ” پیداست . . .
باید ” بنگری ” . . .

.
.
.
.
.

حضورم را بر صفحه دلت تیک بزن !
من حاضرم !
حتی تمام این روزهایی که تو غایبی . . .

.
.
.
.
.

ﮔـﺎﻫـی ﺍﻳـﻨـﮑـﻪ ﺻـﺒـﺢ ﻫـﺎ
ﺩﻟـﺖ ﻧـﻤـﻲ ﺧـﻮﺍﺩ ﺑـﻴـﺪﺍﺭ ﺑـﺸـﻲ
ﻫـﻤـﻴـﺸـﻪ ﻧـﺸـﻮﻧـﻪ ی ﺗـﻨـﺒـﻠـی ﻧـﻴـﺴـﺖ !
خسته ﺍی ﺍﺯ ﺯﻧـﺪﮔـی . . . !
ﻧـﻤـی ﺧـﻮﺍی ﻗـﺒـﻮﻝ ﮐـﻨـی ﮐـﻪ ﻳـﮏ ﺭﻭﺯِ ﺩﻳـﮕـﻪ ﺷـﺮﻭﻉ ﺷـﺪﻩ . . .

.
.
.
.
.

مدتهاست
چتر منطق را بر سر گرفته ام !
تا باران عشق را تجربه نکنم !
دیگر توان مقابله با
تب و لرز برایم باقی نمانده است !

.
.
.
.
.

کتاب سرنوشت برای هر کسی چیزی نوشت
نوبت به ما که رسید قلم افتاد . . .
دیگر هیچ ننوشت خط تیره گذاشت و گفت : تو باش اسیر سرنوشت !

.
.
.
.
.

یه روزایی ، یه شبایی
به یه آدمای خاصی خیلی احتیاج داری
گوشیتو برمیداری شمارشو بگیری
اما میدونی بی فایدس
اینقدر دلگیرو دلتنگی که یهو به خودت میای
و میبینی خیره شدی به یه صفحه ی خالیِ بی جواب
اشکات سرازیر شُدن و بعد با خودِت فقط یه جمله میگی
اونهمه دوست داشتن آخرش چِرا اینطوری شد . . . !

.
.
.
.
.

آدمیزاد بی غذا دو ماه دوام می آورد
بی آب ، دو هفته
بی هوا ، چند دقیقه
بی” وجـــدان ”، خـیلی . . .
متاسفانه خیلی !

.
.
.
.
.

ازاونی که کاملا درکت میکنه
احساساتت رو حس میکنه
حرفاتو میفهمه
بترس . . .
چون این ادم خوب میدونه از کجا بزنه

.
.
.
.
.

تو رفته ای . . .
اما فقط از تو خواهشی دارم !
هرکجای این دنیا بودی ،
حتی در آغوش عشقت ،
هر وقت خوشحال بودی و از ته دل می خندیدی ،
یادت باشد ، کاری کرده ای که یک نفر، مدت هاست نمی تواند بخندد . . .

.
.
.
.
.

اگه می خوای یکیو ازدست بدی . . .
فقط وفقط کافیه دوستش داشته باشی . . .

.
.
.
.
.

سیاهی لبهایم از سیگار نیست . . . !
سیاه پوش هزار حرفه نگفته است . . .

.
.
.
.
.

پیامی دیگر آوردم . . .
به مردان اینجا نگاه مکن . . .
اسمشان مرد است ؛ من اگر خوردم زمین به نامردی همین مردان بود . . .
زمین مرد بود که مرا بلند کرد . . .
خودت را زمین بزن ؛ اما دست مردان اینجا را نگیر . . .

.
.
.
.
.

ﺑﻴـــﺸﺘﺮ ﺁﺩﻣﺎ
ﺗﺠﺮﺑﮥ ﻳﻩ ﺷﺐ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﻧﺨــﻮﺍﺑﻴﺪﻥ
ﺭﻭ ﺩﺍﺭﻥ
ﯾﻪ ﺷﺐ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﺗـــﻮﻱ ﺟﺎ ﻏﻠﺖ ﺯﺩﻥ
ﻭ ﭼﺸﻢ ﺑـﺮ ﻫﻢ ﻧـﺬﺍﺷﺘﻦ !
ﺑﻴـــﺸﺘﺮ ﺁﺩﻣﺎ
ﻫﻤــﻮﻥ ﺷﺐ ﺑﻴﻦ ﺩﻭ ﺭﺍﻫﯽ ﻋﻘـــﻞ
ﻭ ﺍﺣﺴــﺎﺳﺸﻮﻥ ﺑﻪ ﻓﻨـــﺎ ﺭﻓﺘـــﻦ
ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻴــﭻ ﻭﻗﺖ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧــﮑﺮﺩﻥ
ﻓﻘــﻂ ﺯﻧﺪﻩ ﺑــﻮﺩﻥ !

.
.
.
.
.

وحشت از قصه که نه ، ترس ما خاتمه هاست
ترس بیهوده نداریم صحبت از خاطره هاست
صحبت از کشتن ناخواسته ی عاطفه هاست
کوله باریست پر از هیچ که بر شانه ماست
ما سرانجام ، سرانجام گرفتیم به هیچ . . .

.
.
.
.
.

آتش زدن به یک “ سرنوشت ”
کبریت نمی خواهد که !
.
.
.
“ پـــا ” می خواهد . . .
که لگد بزنی به همه دارایی یک نفر . . .
و . . .
بـــــــــروی . . . !

.
.
.
.
.

هر کسی یه اسم تو زندگیش هست که تا ابد در هر جایی بشنوه ناخوداگاه برمیگرده به همون سمت !
یا از روی ذوق !
یا از روی حسرت !
یا از روی نفرت . . . !

.
.
.
.
.

نفسم میگیره
دلم میلرزه
تو هوایی که نفس های تو نیست . . .

.
.
.
.
.

هـــــــی غریبه ، اون کسی که بهش دل بستی همه دنیامه ، انقدر راحت ، عزیزم صداش نکن 🙁

.
.
.
.
.

خوابم نمی برد . . .
به همه چیز فکر کرده ام . . .
بیشتر به ” تـــــــــو ”
تویی که می دانم خوابی . . .
و قبل از بسته شدن چشم هایت ، به همه چیز فکر کرده ای ؛ جز من . . .

.
.
.
.
.

ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺍﺳﺖ
ﺯﺧﻢ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﯼ
ﺍﻋﺘﻤﺎﺩﺕ ﺑﻪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺳُﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﺑﺎﻭﺭﺕ ﺭﻧﮓ ﺷﮏ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ
ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺗﻨﻬﺎﺗﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﺸﻪ . . .
ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﯽ
ﮐﻨﺞ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﻭ ﻣﯽ ﺷﻤﺎﺭﯼ ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ

.
.
.
.
.

پزشکان سال هاست که اشتباه می کنند
نزدیک ترین عضو انسان به قلبش ، کمر اوست
هربار که قلب کمی می رنجد کمر از ده جا می شکند . . .

.
.
.
.
.

من هنوز ندیده ام . . .
کسی رفتن بلد باشد و بماند

.
.
.
.
.

ایـن روزهـــا ســـــَــــردم . . .
مثـل دی ، مثـل بهمـــن ، مثـل اسفنــــــد . . .

.
.
.
.
.

مثـل زمستـــان
احســــــاسـم یـخ زده
آرزوهـــــــــایـم قندیــــل بستــه
امیــــــدم زیــر بهمــن ِ ســرد ِ احســاساتم دفــــــــن شـده
نه به آمـــــدن ی دل خوشــم و نه از رفتـــــن ی غمگیــن
ایـن روزهـــا پــُر از سکـــــــــوتـم 😥

.
.
.
.
.

باید قمار باز باشی تا بفهمی فرق است بین ” باختن ” و ” بد باختن ”

.
.
.
.
.

فقیر منم که ندارمت . . .

.
.
.
.
.

تمام معادلات دو مجهولی خلقت با فرمول زیر حل میشود :
دوستش داری ، دوستت دارد ، پس به هم نمیرسید
دوستش داری ، دوستت ندارد ، پس به هم نمیرسید
دوستش نداری ، دوستت دارد ، پس به هم میرسید
دوستش نداری ، دوستت ندارد ، پس با هم ازدواج میکنید
به همین آسونی !

.
.
.
.
.

دردم این نیست که
او عاشق نیست
دردم این نیست که
معشوق من از عشق تهی است
دردم این است که
با دیدن این سردیها
من چرا دل بستم . . . ؟

.
.
.
.
.

دیگر نگران داس ها نیستم
داستان غم انگیزیست
دستی که داس را برداشت
همان دستی ست . . .
که یک روز . . .
در خواب های مزرعه
گندم کاشت . . .

.
.
.
.
.

این روز ها از کنار من که میگذری احتیاط کن هزاران کارگر در من مشغول کارند !
روحیه ام در دست تعویض است !

.
.
.
.
.

بعد از تو
” دلم ” همیشه . . .
” در دست تعمیر است ” خواهد ماند

.
.
.
.
.

فــقــط دلــم مــیــخــواهــد
پــیــرزنــی عــصــا بــه دســت شــوم
پــیــرمــردی را در ایــســتــگــاه اتــوبــوس بــبــیــنــم . . .
و هــی
فــکــر کــنــم
چــقــدر آشــنــاســت
و او
تــــو بــاشــی . . . !

.
.
.
.
.

سالها رفت و هنوز یک نفر نیست بپرسد از من که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی ؟
صبح تا نیمه ی شب منتظری همه جا می نگری گاه با ماه سخن می گویی
گاه با رهگذران ، خبر گمشده ای می جویی
راستی گمشده ات کیست ؟ کجاست ؟
صدفی در دریا است ؟
نوری از روزنه فرداهاست
یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست . . . ؟

.
.
.
.
.

به دوست داشتنت مشغولم . . .
همانند سربازی که سالهاست ،
در مقری متروکه ، بی خبر از اتمام جنگ ،
نگهبانی میدهند . . . !

.
.
.
.
.

تاس من جفت شش هم که بیاورد . . .
باز هم خانه مارها سهم من است

.
.
.
.
.

نــمــی دانـــم چـــه کـــســی
دســـت اتــفــاق هــای خـــوب زنـــدگـــی ام را گـــرفـــت
کــه دیـــگـــر نـــمـــی افـــتـــد

.
.
.
.
.

کجایی تا ببینی ،
شبها خوابت را می بینم ،
روز ها با خاطراتت عشق می کنم و در حسرت می گذرانم ،
با توأم، تویی که میگفتی عادی میشود این جدایی ،
برای من خیلی خاص شده است !

.
.
.
.
.

هرکس گم کرده ای دارد ! و گاه ، گم کرده اش را آنقدر گم می کند که ناگاه
یادش می رود گم کرده ای دارد!فقط گاهی ، هر از گاهی، دلش می لرزد
از نسیم آهی که وزیدن می گیرد به کویر لب هایی ، که جز خار سکوت ، هیچ ندارد
ولی به وعده ی همان قول معروف که ” زمین بیهوده گرد نیست
یکباره ، یک روز ، می رسی به وعده گاه دیدار ، با گمشده ای که گم شدنش
را فراموش کرده بودی ! آری ! گمشده ی من ! اینگونه بی آنکه بشناسمت ، به جا آوردمت
به جای تمام جاهایی که جایت خالی بود ، گذاشتمت و لحظه ای که در دلم خون گرم حضور تو فرو ریخت .
انگار جای پای تو را ، در همه ی این سالها ، توی تمام خطوط مارپیچ مغزم ، یافتم

.
.
.
.
.

دل به دلم که ندادی! پا به پایم که نیامدی ! دست در دستم که نگذاشتی !
سر به سرم دیگر نگذار که قولش را به بیابان داده ام . . .

.
.
.
.
.

ترس من از مردن و رفتن به آن دنیا
دیدن دوباره آدم های این دنیاست .
حسین پناهی

.
.
.
.
.

پایانی برای قصه نیست ! ن بره ها گرگ میشوند ، ن گرگ ها سیر!خسته ام از جنس قلابی آدم ها ، دار میزنم خاطرات کسی را ک مرا دور زد ، حالم خوب است,اما گذشته ام درد میکند . . .

.
.
.
.
.

چه زخم هایی بر دلم خورد تا یاد گرفتم هیچ نوازشی بی درد نیست !

.
.
.
.
.

خوابهایم گاهی زیباتر از زندگیم میشوند . . . !
کاش گاهی . . .
برای همیشه خواب میماندم

.
.
.
.
.

اینکه خیلیا هستند که عطر تو رو میزنن
اینکه خیلیا هستند که تکیه کلامای تو رو دارن
اینکه خیلیا هستند که شبیه تو میخندن . . .
اینکه خیلیا هستن که . . .
اینا فقط نمیتونه یه اتفاق باشه
اینا . . .
یه عذابه . . .
عذابی که ذره ذره داره وجود من و آب میکنه
منی که دیگه ” تو “ رو ندارام

.
.
.
.
.

دلم گرفته آز آدمایی که میگن دوست دارم
اما معنیشو نمیدونن . . .
از آدمایی که میخان مال اونا باشی
اما خودشون مال تونیستند . . .
ازاونایی که زیر بارون برات میمیرن و
وقتی آفتاب میشه همه چیز یادشون میره !

.
.
.
.
.

خسته ام ؛
خسته تر از آنی که خیانت کنم
تنهایم ؛
تنها تر از آنی که عاشق شوم

با عضویت در خبرنامه استاروی همیشه بروز باشید.

ایمیل خود را بدون www وارد کنید!

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

ارسال دیدگاه جدید

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.